ارتباط انسانی از راه اینترنت
نویسنده: دکتر جرمی استنگروم (Jeremy Stangroom, Ph.D)
آسیب شناسی الگوهای رفتاری در نوجوانی
پرونده روی میز نشان می داد که فاطمه دختر 15 ساله ای است که در کلاس اول دبیرستان مشغول به تحصیل است در باز شد و دختری جوان با روپوشی نسبتأ تنگ و کوتاه با شالی که فقط قسمت وسط موهایش را پوشانده و موهایی به اصطلاح سیخ سیخی ،کفشهای اسپرت و ورزشی و کوله پشتی روی دوشش با خانمی چادری وارد اتاق شدند . آنها با فاصله از هم نشستند . از آنها خواستم که علت مراجعه خود را توضیح دهند .مادر شروع به صحبت کرد که مدتی است با دخترش دچار مشکل شده اند . توضیح دارد که تا سوم راهنمایی دختری بسیار سر به زیر بود و شئونات خانواده را رعایت می کرد تا آنموقع در شهرستانی زندگی می کردند . دختر مثل سایر دختران پوشش مناسبی داشت از نظر تحصیلی هم بسیار موفق بود او گفت حدود 2 سال است که به تهران آمدیم و در این منطقه ساکن شدیم .
سال اول دبیرستان فاطمه را در یک مدرسه غیر انتفاعی ثبت نام کردیم واز همان موقع مشکلات ما شروع شد . اوایل سال وقتی فاطمه از مدرسه بر می گشت بسیار عصبی بود با ما کمتر صحبت می کرد با خواهر و برادرش سر ناسازگاری داشت و بعد از مدتی به من اعتراض کرد که دوست ندارم مرا به مدرسه ببرید . من دیگر بزرگ شده ام بچه ها مسخره ام می کنند که چرا مادرت ترا به مدرسه می آورد می خواهم خودم بروم . علیرغم مخالفت های پدر مجبور شدم به او اجازه دهم که تنها به مدرسه برود ولی دلم طاقت نیاورد و چند بار دورا دور مراقبش بودم می دیدم که نزدیک مدرسه که میرسد چادرش را در آورده در کیفش می گذارد ، موضوع را با او در میان گذاشتم که چرا اینکاررا می کنی گفت تنها دختر چادری در مدرسه من هستم . بچه ها مرا تحویل نمی گیرند و با دیده حقارت به من نگاه می کنند. از طرفی مبلغ قبض تلفن بطور قابل ملاحظه ای افزایش یافت و این موضوع موجب اعتراض شدید پدرش شد . از طرف دیگر پس از مراجعه به مدرسه و جویا شدن وضع تحصیلی او متوجه شدیم که افت شدیدی کرده و سال اول دبیرستان را با نمرات بسیار پایینی پشت سر گذاشت .
از امسال هم از نظر وضع ظاهری همانطور که می بینید تغییرات شدیدی در خودش ایجاد کرده که پدرش مرتب مرا سرزنش می کند. و در خانه بخاطر فاطمه با همسرم مرتب جر و بحث داریم . نمی دانم چه کنم از یک طرف افت تحصیلی فاطمه ، از یک طرف تغییرات ظاهری که در او ایجاد شده که به هیچ وجه در شأن خانواده ما نیست ، درگیری مستمر با فاطمه بخاطر شکل و قیافه ای که برای خودش درست می کند نمی دانم با او چه کنم .از مادر خواستم که چند دقیقه ای بیرون اتاق باشد تا به تنهایی با فاطمه صحبت کنم . بعد از اینکه مادر از اتاق خارج شد دختر یک نفس بلندی حاکی از عصبانیت کشید .
نوجوانان غالبأ به توصیه های دوستان خود روی می آورند و از آنان آرامش می خواهند دوستان غالبأ به نوجوانان در کسب مهارتهای اجتماعی و هویت کمک می کنند .
گفتم خوب حالا تو بگو جریان از چه قرار است . او گفت مادرم فکر می کند هنوز در آن شهر کوچک زندگی می کنیم او مرا درک نمی کند . من دوست ندارم انگشت نمای دیگران باشم تا موقعی که چادر داشتم مجبور بودم تنها در گوشه ای از کلاس بمانم با هیچ کس نمی توانستم صحبت کنم احساس بدی داشتم افسرده شده بودم . برای درس تمرکز نداشتم . دوست نداشتم تنها بمانم ، می خواستم مرا تحویل بگیرند احساس تنهایی شدیدی داشتم . این بود که تصمیم گرفتم چادر را کنار بگذارم . دوست داشتم مثل بقیه بچه ها زیبا و امروزی باشم مثل آنها لباس بپوشم موهایم را مثل آنها آرایش کنم با این تغییرات کما کم جذب بچه ها شدم . کما کم حرفی برای گفتن داشتم و ارتباطاتم با دوستانم قویتر شد و از تنهایی در آمدم شبها که خانه می آمدم ارتباط تلفنی خود را با دوستانم حفظ کردم ، در مدرسه احساس راحتی می کردم ولی در خانه اوضاع بر عکس شده بود و مرتب سر من در خانه جنجال به پا بود همین موضوع باعث شد که من بیشتر بطرف دوستانم کشیده شوم و برای فرار از این تنش ها وقتی به خانه می رسیدم ترجیح می دادم که به اتاقم بروم و کمتر بیرون بیایم. محیط خانه ما پر تنش شده احساس راحتی نمی کنم . از اینکه باعث دعوای آنها می شوم ناراحتم .
همسالان در تلاش نوجوانان جهت استقلال پیدا کردن به آنان کمک می کنند و نقش یک دوست فهیم را برای آنها بازی می کنند .نوجوانان چگونه بر یکدیگر تأ ثیر می گذارند ؟
یکی از ویژگیهای سنین نوجوانی ، کاهش مدت زمانی است که نوجوان با خانواده اش می گذراند . در پژوهشی که در خصوص گذران اوقات فراغت صورت گرفته نشان می دهد که نوجوانان در سال آخر دبیرستان فقط 14 درصد از اوقات بیکاری خود را با خانواده خویش می گذرانند این قطع ارتباط لزومأ معلول اشکال در روابط خانوادگی نیست بلکه معلول نیروهای تأثیر گذار بیرون از خانواده دسترسی پیدا کردن به ماشین و حق بیرون ماندن از خانه است . همسالان در تلاش نوجوانان جهت استقلال پیدا کردن به آنان کمک می کنند و نقش یک دوست فهیم را برای آنها بازی می کنند . چون همسالان نوجوان نیز تحت همان فشارها و استرس ها هستند ، فرض را بر این می گذارند که درد آنها را می فهمند . نوجوانان غالبأ به توصیه های دوستان خود روی می آورند و از آنان آرامش می خواهند دوستان غالبأ به نوجوانان در کسب مهارتهای اجتماعی و هویت کمک می کنند . گروه همسالان به نوجوانان اجازه می دهند بر اساس معیارهای گروه به ارزیابی اعمال خود بپردازند .وقتی نوجوانان از لحاظ هیجانی خود مختارتر می شوند و از پدر و مادرشان کمتر بت می سازند ، وابستگی کمتری به والدین خود پیدا می کنند و به همسالان خود بیشتر متکی می شوند . این جریان با افزایش آسیب پذیری در برابر نفوذ همسالان همراه می شود . هر کسی متناسب با نیازها ، شخصیت و علایق خودش ، دوستان خود را انتخاب می کند .
نوجوانانی که ناراحتیها را درونی می کنند یعنی به شدت افسرده و مضطرب هستند دوستانی را انتخاب می کنند که مثل آنها ناراحتیهای درونی دارند . والدین غالبأ نگران شدت همرنگی فرزندان خود با همسالان شان هستند . اگر خواسته پدر و مادر نوجوان یک چیز باشد و خواسته گروه همسالان چیز دیگری ، نوجوان چه کار خواهد کرد؟ بستگی دارد . همسالان و والدین برای نوجوانان در زمینه های مختلف حکم راهنماهای قابل را دارند . گروه همسالان در زمینه های سطحی و اجتماعی مثل مد و احساسات مرتبط با مدرسه مطلع ترند . نوجوانان در رابطه با موضوعات اجتماعی جزیی و روز مره ای چون مد و لباس ، موسیقی و گذران اوقات فراغت خصوصأ در مقطع دبیرستان بیشتر تابع نظر همسالان خود هستند اما در مورد ارزشهای عمیق خانوادگی ، تحصیلی و مالی معمولأ به پدر و مادرشان رجوع می کنند . البته اگر رابطه خوبی با آنان داشته باشند . نوجوانان به تدریج که بزرگتر می شوند به نظر صاحب نظران هر زمینه رجوع می کنند . پس اشتباه است که فکر می کنیم نوجوانان بین والدین و همسالان خویش گیر می کنند و خودشان هیچ نظری ندارند . تصمیمات نوجوانان غالبأ معرف این است که نوجوانان قوه قضاوت مستقل و معقولی دارند . روابط همسالان تحت تأثیر روابط خانوادگی است . نوجوانان خود مختار از خانواده هایی بیرون می آیند که روشهای اقتداری بر آنها حاکم بوده است . کودکانی هم که در خانواده های کم توجه و بسیار کنترل کننده یا سهل گیر بزرگ شده اند به نوجوانانی تبدیل می شوند که به همسالان خویش گرایش دارند.
لذا در این زمینه نیاز سنجی از اهمیت بالایی برخوردار است اگر نیاز او را به دوست درک کنیم و انکار نکنیم و او را در انتخاب دوست یاری کنیم می توانیم مطمئن باشیم که نوجوان ما با گذران وقت در کنار آنها هم به برطرف کردن نیاز پرداخته و هم به بازآموزی مهارت های جدید منجر شده است. علاوه بر آن باید اقدامی کرد تا نوجوان بتواند در کنار خانواده برنامه های جذاب داشته باشد . به این طریق از خانواده گریزان نشده و کمتر تمایل دارد تا زمان بیشتری را به دوستان خود متعلق سازد .
مرکز مهر
میل به زیبایی تا چه حد؟
برای مطالعه ی قسمت قبل با نام «نیاز به زیبایی در روزهای جوانی» کلیک کنید.
زیاده روی در تجمل
توجه به خودآرایی بیش از اندازه می تواند منشاء بیماری وسواس شود و رفته رفته مایه اختلالات روحی گردد. توجه بیش از اندازه به خودآرایی ، برای جلب توجه دیگران ، ممکن است باعث پیدایش خوی ناپسند ریاکاری و خودپرستی شود و آدمی را منفور و مردود جامعه نماید. توجه بیش از اندازه به خودآرایی می تواند شخص را از فعالیت های ثمربخش زندگی باز دارد و عمر عزیز، که سرمایه سعادت بشر است، در راه های غیرمفید و احیانا مضر مصروف می گردد.
جمال معنوی و اخلاقی
نکته مهمی که لازم است اذهان همه مردم ، به خصوص جوانان به آن معطوف گردد این است که در نظر اولیای گرامی اسلام ، زیبایی بشر منحصر به جمال طبیعی و تجمل مصنوعی نیست ، بلکه جمال معنوی و اخلاقی نیز یکی از مهم ترین ارکان اساسی زیبایی بشر است. به عبارت دیگر، زیبایی جامع و کامل برای انسان عبارت از این است که سیمای جسم و جان و شکل صورت و معنی، هر دو زیبا و جمیل باشند.
جمال طبیعی و تجمل مصنوعی ظاهر مردم را زیبا می کند، ولی جمال علم و اخلاق که عالی ترین زینت و درخشان ترین زیور اختصاصی انسان است، به آدمی زیبایی روحانی و جمال معنوی عطا می نماید.
گرچه جمال و تجمل ظاهری آدمی را محبوب و دلخواه مردم می کند، ولی بهترین جمالی که شایسته مقام بشر است و به انسان کمال حقیقی و عزت واقعی می بخشد، جمال علم و اخلاق و زیبایی صفات حمیده و سجایای انسانی است.
(قال علی علیه السلام : میزة الرجل عقله و جماله مروته).
زیبایی علم و اخلاق
علی علیه السلام فرموده است : امتیاز مرد به عقل او و جمال و زیبایی اش به مردانگی و فضایل اخلاقی اوست .
(و عنه علیه السلام : العلم جمال لایخفی و نسب لایجفی) .
و نیز فرموده است: زیور دانش برای انسان، جمالی است که پوشانده نمی شود و نسبی است که مورد جفا قرار نمی گیرد.
(قال ابو محمد العسکری (ع ) حسن الصورة جمال ظاهر و حسن العقل جمال باطن) .
امام عسکری علیه السلام فرموده است : زیبایی صورت، جمال ظاهری انسان است و زیبایی عقل و فکر، جمال باطنی اوست.
در روایات اسلامی و همچنین در مضامین ادعیه وارده ، مکرر کلمه جمال درباره ذات مقدس حق به کار رفته و اولیای گرامی اسلام خداوند را با صفت جمال یاد کرده اند.
امام صادق علیه السلام از جد گرامی اش علی علیه ماالسلام روایت کرده است که فرمود: خداوند جمیل است و جمال و زیبایی را دوست دارد، و همچنین دوست دارد که اثر نعمت های خود را در مردم مشاهده فرماید.
میل جوان به جمال روحانی
خوشبختانه، در دوران شباب، میل به جمال روحانی و سجایای اخلاقی، خود به خود در باطن جوانان بیدار می گردد و علاقه به زیبایی معنوی، مانند عشق به خودآرایی و تجمل ظاهری، در ضمیرشان شکفته می شود. به عبارت دیگر، جوانان به طور طبیعی مایل به فتوت و جوانمردی هستند، و به فضایل اخلاقی و صفات ممتازه انسانی علاقه دارند.
جوانان فطرتا شیفته راستگویی، درستکاری، وفای به عهد، ادای امانت، عزت نفس، خدمت به مردم، فداکاری و صفاتی نظایر اینها هستند و از دروغگویی، نادرستی، عهدشکنی و خیانت متنفرند، و از مشاهده رفتار و گفتار نادرست دیگران برافروخته و خشمگین می کردند.
پرورش سجایای اخلاقی
مربیان لایق باید از این سرمایه طبیعی استفاده کنند و خواهش فطری سجایای اخلاقی را در ضمیر جوانان پرورش دهند. مربیان باید میل به خلقیات پاک انسانی را، که مایه جمال روحانی و زیبایی معنوی است ، در نسل جوان تقویت نمایند و آنان را مردانی شایسته و لایق بار آورند.
ایده آل اخلاقی با ایده آل جمال پسندی جوان بستگی دارد. هر مربی و معلمی که از ندای ارزشهای اخلاقی غافل بماند و از این قدرت استفاده نکند، مقصر و بدبخت است .
ارزش های اخلاقی جوانان ، با نوع ارزش های سنین کمال متفاوت اند. تعاون و همکاری ، به نظر آنان ، همچون فداکاری است. نیکی مفهوم ترحم را دارد. بردباری که در دوران جوانی بسیار مشکل است، صورت یک جوانمردی قهرمانی را پیدا می کند.
صفای باطن جوان
ارزش های دیگری وجود دارد که جوانان آنها را ترجیح دهند. مثلا شرافت، کفایت و لیاقت شخص، دوستی و صمیمیت قاطع، مانند قهرمانان افسانه ای شجاعت تا درجه ای که به فداکاری در راه هدفی که انسان دوست دارد منجر شود. تمام این صفات، جوان را برای شکفتگی کامل امکانات فردی آماده می سازند.
اولیای گرامی اسلام، در قرون گذشته، ضمن بیانات خود، به روح پاک جوانان و تمایل فطری آنان، به اصول اخلاقی و انسانی تکیه کرده و بهره برداری از آن سرمایه بزرگ را در راه تربیت صحیح نسل جوان، به مربیان خاطرنشان نموده اند.
مردی به نام ابی جعفر احول، از دوستان امام صادق علیه السلام، مدتی به تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت علیه السلام اشتغال داشت. روزی شرفیاب محضر آن حضرت شد.
امام علیه السلام از او سئوال کرد: مردم بصره را در قبول روش اهل بیت و سرعت پذیرش آیین تشیع چگونه یافتی ؟
عرض کرد: مردم قلیلی تعالیم اهل بیت را پذیرفتند.
امام علیه السلام فرمود: توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف دار و نیروی خویش را در راه هدایت آنان به کارانداز، زیرا جوانان زودتر حق را پذیرند و سریع تر به هر خیر و صلاحی می گرایند.
کتاب جوان از نظر عقل و احساسات - محمد تقی فلسفی
.::مرجع کد آهنگ::.
.::دریافت کد موزیک::.